تبليغاتX
ورود افراد بی جنبه ممنوع



 

خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم:

دادن هایت

ندادن هایت

گرفتن هایت

دادن هایت را نعمت

ندادن هایت را رحمت

گرفتن هایت را حکمت

شب یلدا مبارک!!!

شب یلدای خوش و زیبایی داشته باشید!!!

 

+ نوشته شده در  85/09/30;ساعت 22;  توسط جوجو یکی;  | 









 

بوسه يعني مستي از مشروب عشق

بوسه يعتي آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي

لذت از شب لذت از ديوانگي

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق

طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه يعني آغازي براي ما شدن

لحظه اي با دلبري تنها شدن

بوسه آتش ميزند بر جسم و جان

بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان

بوسه يعني شادي و شور و نشاط

بوسه يعني عشق خالي از گناه

بوسه يعني قلب تو از آن من

بوسه يعني تو هميشه مال من

بوسه يعني وصل شيرين دولب

بوسه يعني عشق در اعماق شب

  

 

اينجا کوير است٬ کوير دل من

خوش آمدی به دنيای افسردگی من

تنهايی٬سکوت٬سکون٬اينها برای پذيرايی ست

اميد٬عشق٬ايمان٬وجود ندارد

اميد؛هيچ گاه نبوده و نيست

عشق؛ به خاطره ها پيوست

ايمان؛از کوير گريخت

و پايان اين کوير چيزی نيست ،جز بيهودگی.......

 

 

 

 

در این دنیا بی مروت که هیچی حالیش نیست تمام را داغون کرده هرجا برم حرف از عشق و دوستت داشتن بشه طرف چشماش پر اشک میشه اخی  یکی نیست به اینا بگه عشق چیه دوستت داشتن چیه هیچی بهتر از تنهایی نیست مثل خودم من تنهایی را خیلی دوست دارم نه نمی خوام به تو چیزایی که دوست نداری بقبولم ولی این  راهش نیست اینا بدون روزگار اگه بخوای کوتاه بیای پدرتا در میاره دمار از روزگارت در میاره یعنی زندگی همینه نه فکر نمی کنم همش دورغ فریب باشه یا نباید برای خودت یه قفس درست کنی که در اون مرگ حکومت کنه و وهمه چیز برایت تکراری باشه زندگی را برای خودت سخت نگیر ولش کن هر چی عشق و.......

برای خودت باش بر روی دنیا بخند تا به رویت بخنده

 

 

 

 

 

خدایا رفیق نیمه راه را دوست ندارم دوری از یار دوست ندارم دورنگی و فریب را دوست ندارم فقط یک چیز را دوست دارم اول تو را دوم عشقم همان عشقی که به خاطرش حاضرم همه چیز از همه کسم گذشتم حتی از جانم فقط به خاطر اینکه بفهم چقدر دوستش دارم

 

می خواهم فریاد بزنم که صدایم تا کرانها برود آنقدر که اوهم صدایم را بشنود بااینکه به فریادم نمی رسد هر چقدر هم که گریه کنم اشک بریزم دادبزنم آخه خالی نمیشم تو که دلم را شکستی بگو چه طوری خالی بشم روت از من بر می گردونی طوری نیست پس آنقدر تنها می مانم تا روز مرگم فرا رسد

مرگ تنها راه رفتن نیست رفتنی که دیگر برگشت ندارد چشمانت را می بندی دیگر باز ش نمی کنی می دانم که مر گ حق است وهیچ ترسی از ان ندارم و هر لحظه منتظر آمدنش هستم که استقبال از او کنم مرگ با من رفیق با وفاست زیرا وفای خود را زمانی ثابت می کند که مرا از تنهایی بی وفایی سختی ها نامردهای زمانه نجات می دهد می دهد پس مر گ بهترین راه است

 

منم یه دنیا غم و غصه به هر کی میگم باور نمی کنه همه میگن بچه ای مگه بچه ها دل ندارن مگه بچه نمی تونم غم و غصه داشته باشند من یه اسباب بازی خیلی خوب داشتم تازه بدستش اورده بودم ولی یه نفر اونا بر داشت چرا یه عروسک دیگه هم دارم اونا هدیه کردم به دوستم دادم ولی می خوام بدمش  به یکی دیگه چون خیلی می خواستمش هدیه اش کردم  کاشیکه اینا بفهمه از دستم ناراحت نشه اون عروسک را پیداش می کنم اما یه نفر اونا بر می داره نمی دونم ولی با همه عروسکام خوبم با اینکه اینقدر عروسک دارم ولی خیلی تنهام تنهای تنهایی را دوست دارم بی نهایت می خوام تا آخر عمر بچه باشم چون بچه ها دلشون خیلی بزرگه تنهها باشم چون زندگی همینه

 

 

راننده زن را چطور بشناسیم

1 اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!


2 اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!


3 وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی

 

توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!


4 وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه!

 

البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن


5 وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!

 

آقایون لطفاْ اون لبخند رو از صورتتون پاک کنید!!!!!!

 

پسرا مثل پيام بازرگانی هستن،

 

حرف زياد ميزنن ولی هيچ کدومش رو نميشه باور کرد.

 

 پسرا مثل جای پارک هستن،

 

خوباشون قبلاً آشغال شده اونايی هم که موندن

 

 يا کوچيکن جلوي در خونه ي مردمن.

 

 پسرا مثل سيمان هستن، وقتی يه جا ولو ميشن

 

 بايد با کلنگ بلندشون کرد مگه نه؟؟؟؟؟!!

 

~~~~~~~~

به یه ترکه میگن یارو اچ.آی.وی گرفته. ترکه میگه: جی.ال. ایکس رو فروخت؟

 ~~~~~~~~

یه روز یه موشه میره خونه اصفهانیه سوء تغذیه میگیره!

~~~~~~~~

لره با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل رو بعد از دو سال تلاش درست کردم!

دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟

لره می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال!

~~~~~~~~

یه روز از یه ترکه می پرسن چرا خر شدین؟ می گه : یه خر هار ما رو گاز گرفت!

~~~~~~~~

یه روز یه ترکه هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه

ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای

 چشماشو باز می کنه می بینه

یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات.

با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا ... کار نمی کنه...

~~~~~~~~

اصفهانیه موبایل می خره صفرش رو قطع می کنه!

~~~~~~~~

ترکه می ره نماز جمعه جو میگیرتش موج مکزیکی میره! 

ترکه دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو!

~~~~~~~~

به ترکه میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز.

میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه!

~~~~~~~~

ترکه خودشو میزنه به کوچه علی چپ گم میشه!

~~~~~~~~

ترکه میره مکه اونجایی که باید به شیطون سنگ بزنه سنگهاش تموم میشه فحش میده!

~~~~~~~~

ترکه سکه میندازه بالا شیر میاد فرار میکنه!

~~~~~~~~

ترکه رفته بوده خونه خدا هی میزده به خونه خدا میگفته آخه خدا چرا مردی؟

لره پشت سرش بوده میگه مگه احمقی؟ خدا که نمیمیره! خدا شهید میشه!

~~~~~~~~

يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، 

موز به پسته ميگه: که چي بشه؟  

هميشه نيشت بازه؟ 

پسته ميگه: از تو که بهترم، 

بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين!

~~~~~~~~

غضنفر ايستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات مي كرده. 

خلاصه هركي رد مي شده، يك خرما برمي داشته

و يك صلوات مي فرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي 

دست مي كنه يك مشت خرما برمي داره،

غضنفر دستشو مي گيره ميگه: هوووي! چه خبره؟!

يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

 

            

كاش هنوزم بچه بوديم ...

 

 

 

 

سکوت اس ام اسی

ميتوني تصور كني با هم لب دريا نشستيم؟ ميتوني تصورش رو بكني كه با هم به يه سفر طولاني ميريم از جنگل تا دريا.؟ ميتوني تصور كني كه تو يه شب باروني شونه به شونه هم قدم بزنيم؟ همه اينا رو هم كه بتوني تصور كني نميتوني تصور كني كه آشپزي با تك ماكارون چقدر راحته

از غضنفر می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

من غریبه ای دیروز. آشنای امروز و فراموش شده ای فردا.پس در آشنایی امروز مینگرم.تا در فراموشی دنیا یادم کنی!

چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي

امروز روز خوشتیپ ترین دوست . تو هم مثل من این اس ام اس رو واسه کسی بفرست که مطمینی هیچ کس این روز رو بهش تبریک نمی گه!ثواب داره

 

به غضنفر می گن نظرت راجب 4 معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

نگاهت چون عقاب .دلت چون دریا. دستانت چون اتش گرم.قدت چون سرو . صدایت چون اوازه پرنده..........خداییش هیچیت مثل ادم نیست

جذر عدد 4569876532رو بگیر و عدد 1 رو به اون اضافه کن و تقسیم بر 3 کن و نتیجه رو ضربدر 2 کن و عدد بدست امده رو واسه اسکول بعدی بفرست

برو پایین

.

.

.

.

.

حالا برو بالا

بالا بری پایین بیای دوستت دارم

مي دوني فرق تو با توپي كه توپ جام جهانيه چيه؟

فرقتون اينه كه اون خيلي زحمت ميكشه تا گل بشه ولي تو خودت گلي !!

تازگیها توی شهرداری استخدام شدم!اگه دوست داری سر کوچه وایسا تا بروفمت!

اگه فکر کردی بری قید چشاتو میزنم

اگه فکر کردی ازت به اسونی دل میکنم

.

.

.

برای اولین بار تو عمرت یه فکر درست کردی!!!!

 

زندگی قشنگه اگه با تو باشه...

مرگ قشنگه اگه برای تو باشه...

دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه...

من قشنگم اگه با تو باشم...

اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن

فرخنده ميلاد باسعادت دومين گوسفند شبيه سازي شده بر شما و ساير گوسفندان اين مرز و بوم مبارک باد 

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور زمان بي‌وفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

چوپانه با گوسفنداش لج مي كنه براي انقام مي برتشون روي چمن مصنوعي

نگاهت چون عقاب دلت چون دریا
دستانت چون اتش گرم
قدت هم چو سرو
صدایت چو اواز پرنده ها
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بابا هیچ چیزت مثل ادما نیست


10000 دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
.
.
.
.
.

.فدای یه تار موی تو دوست عزیز

تایتانیک با تمام مسافراش فدات

امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.فدات شم

خدا نخواه تو دنیا کسی رو داشته باشی از خدا بخواه که تما دنیای کسی باشی

بی اسام اس نشی
.
.
.
.
.

.
.
.بلند صلوات بفرست

یه بار از کنار دریاعبور کردی یک عمر امواج برای بوسیدن جای پات میان و میرن

تو گلی عین گلای قشنگ قالی
تو به ظرافت تارو پود فرش های ایرانی
اصلا تو خود فرش پاتریسی که یه تخته ش کمه

یارو سکه میندازه تو صندوق صدقات سوارش میشه

فناوریه نیروی هسته ای و پیروزی غرر افرین دانشمندان توانمند در زمینه ی بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای رو بیخیال!
خودت چطوری؟

بی تو نه امورجهان لنگ میشه
نه بین زمین و اسمون جنگ میشه
نه کوه اب میشه
نه اب سنگ میشه
فقط دل من واسه تو تنگ میشه

زندگی تابلو نقاشی وشما خود،نقاش آن هستید

به همه عشق بورز،به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن

بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم

هر فکر مثبت تو تقدیر تو را می آفرین
د
من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم...میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام

با خودم عهد بستم بار ديگركه تورا ديدم،بگويم از تودلگيرم. ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي توميميرم تقدیم به عشقم..............................البته قابل توجه تموم اد ليست من عاشق نيستما اين يه افه
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني ...حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي ...نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني.... صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 از غضنفر ميپرسن پرچم دزدان دريايي چه معني ميده تركه ميگه خوردن كله پاچه در دريا ممنوع
 
خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه

مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره


Senne Khodeto Zarbdar 4 Kon Va Ba 14 Jam Kon; Hala Tagsim Bar 3 Kon. Natijei Ro Ke Be Dast Avordi, Bara OSKOLe Baadi Send Kon

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/09/26;ساعت 21;  توسط جوجو یکی;  | 

 

 

 

دوستت دارم عزیزم

 

 

براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .

 

بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را

 

 

قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا

 

بداني اي خوبم

 

 دوستت دارم

 

 

 

 

 

 

عاشقان چون عهد با جانان کنند

جان شیرین بر سر پیمان کنند

 

 

 

 

این دو تا قلب فقط برای هم می زنه

مطمئن باش

تا آخر عمر

 

 

به نظر من این دوتا پروانه هم عاشق هم هستند

مثل من و تو

 

 

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمي کنم...

 

اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...

 

اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد مي گيرم

 

+ نوشته شده در  85/09/24;ساعت 18;  توسط جوجو یکی;  | 

زندگي ...

زندگي؛ بدون عشق به درختي مي ماند بدون شكوفه و ميوه.

 عشق بدون زيبايي؛ به گلهايي ميماند بدون رايحه و به ميوه هايي كه هسته ندارند...

زندگي ؛عشق وزيبايي يك روحند در سه بدن كه نه از يكديگر جدا مي شوند و نه تغيير مي كند

نده ي تلخ من از گريه؛ غم انگيزتراست پس چرا گريه كنم

 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد
love is wide ocean that  joins two shores
 
           
##############*##############               
 
 زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
 
            
##############*##############        

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks
 
             
##############*##############                            
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
love is when you find yourself spending every wish on him
 
             
##############*##############                        
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
love is flower that  is made to bloom by two gardeners
 
              
##############*##############     
 عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد
love is like a flower which blossoms whit trust
  
               
##############*##############                           
عشق يعني ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you
 
               
##############*##############                     
 
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer
 
               
##############*##############     
 
وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
 
                
##############*##############                                  
  زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen
 
                 
##############*##############                            
 
عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
 
                   
##############*##############          
 
عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

+ نوشته شده در  85/09/18;ساعت 18;  توسط جوجو یکی;  | 

عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه.

عشق یعنی ... همون سلام اول.

عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.

عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.

عشق یعنی ... انفجار احساسات.

عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.

عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.

عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه

عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم

عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان

عشق یعنی ... مایه قوت قلب

عشق یعنی ... شادی و نشاط

عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.

عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.

عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری.

عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.

عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته.

عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.

عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.

عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم.

عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.

عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون.

عشق یعنی ... در موفقیت هم شریک بودن.

عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره.

عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره.

عشق یعنی ... وقتی تو ملکهء قلب ها هستی.

عشق یعنی ... با شادی و خوشبختی تا آخر عمر با هم بودن.

عشق یعنی ... قصهء زندگی ما.

نقدردوست دارم , بشنوی خندت میگیره تو نگاه میکنیو دلم تو چشات میمیره

انقدردوست دارم , دیوونه بازی میکنم کلکم شاکی نشو من تورو راضی میکنم

قیمت چشای تو قلب منه , اندازه نیست واسه دوست دشتن تو نیازی به اجازه نیست

انقدردوست دارم , حوصله تورو سر میبرم یه روز نیای بگی دوست ندارم

ساعت دیدن تو , صدای من در نمیاد اره تقصیر منه دوست دارم خیلی زیاد

انقدردوست دارم , شماره ها خسته می شن تا نهایت میرنو , با چشات بسته میشن

 

دوستت دارم تقدیم به تو.....

 

۱- به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو


۲- تركه داروخونه ميزنه،‌ رو درش مي‌نويسه: فروش نوار بهداشتی با نصب در محل


۳- تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

۴- يه ترکه ميره داروخونه ميگه اقا يزيد دارين! ميگه يزيد چيه؟!!ما يزيد نداريم.ترکه ميگه هموني که مي زارن سر اونجاشون ديگه!!!!!مرده ميگه با با اسمه اون که کاندومه با با!!ترکه ميگه ايلده من نيميدونم هر چي جلوي اب و بگيره يزيد ديگه!!


۵- يه معلمه رفته بوده دستشويي دانش آموزا، يهو يك گوز گوش خراش ازش در ميره! يه پسره تخس، تازه اومده بوده تو دستشويي، شروع ميكنه لگد زدن به در كه: آي كس كش مادر قحبه، تو كلاس چندمي؟! معلمه از ترس آبروريزي صداش در نمياد، ولي يارو ول كن نبوده و همينجور ميكوبيده به در و خوار مادر معلمه رو دور ه ميكرده! آخر معلمه، صداشو نازك ميكنه، ميگه: من كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم ميكوبه به در، ميگه: گه خوردي مادر قحبه! گوزي كه تو دادي، از مال كلاس پنجمي ها هم گنده تر بود


۶- عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولي از كون مرغ


۷- از تركه ميپرسن اسم زنت چيه؟ ميگه اسمش ميناس، من مين صداش ميكنم مردم نپرن روش

۸- يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو ....! تركه به زنش ميگه: يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه! زنه همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه!
از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي! طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي! تركه شلوارشو در مياره ميگه : علي يارت! لنگو بده بالا

۹- اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!

۱۰- يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!!


۱۱- تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه مايكرووِيو كه نيست

۱۲- قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!!




۱۳- مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي‌كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي




۱۴- زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست




۱۵- يه روز يه زنه صداش نازك بوده ميره دكتر واز دكتره دوائي مي خواد تا صداش كلفت بشه دكتره يه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم اين دارو يه كم عوارض جانبي داره.زنه گفت:اشكالي نداره بعد از يه ماه زنه ميره پيش دكتره وگفت: آقاي دكتر صدايم كلفت شد.خيلي ممنون. دكتر گفت دارو هيچ عوارضي نداشت؟ زنه گفت: بله آقاي دكتر.كمي سينه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم




۱۶- تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم مي‌خوابند زير، شما مي‌خوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو مي‌كني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نمي‌فهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو مي‌خوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره،‌ تا دسته مي‌كنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً‌ ترتيبشو ميده. قضيه مي‌گذره، تا بعد از يكي دوهفته،‌ باز دكتره مي‌بينه تركه و زنش اومدن تو مطب. مي‌پرسه: ‌دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، مي‌بخشيد،‌ بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان مي‌كنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، ‌مي بريم مطب اين مي كنيم


۱۷- تهرونيه خوابيده بوده كنار زنش، يهو هوس كار خير ميكنه و شروع ميكنه آروم آروم با پر و پاچة حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو ميكنه بهش، ميگه: رامين بيخود فكراي الكي نكن... فردا بايد برم دكتر زنان، اونجام بايد تميز باشه! تهرونيه ميخوره تو پرش، يكم واسه خودش چرت ميزنه، بعد يهو خوشحال بلند ميشه، به زنش ميگه: شقايق جون، فردا وقت دندون‌پزشكي كه نداري؟؟؟؟




۱۸- سه نفر کل گذاشته بودن سر پستوناي زنشون!اولي ميگه:پستوناي زن من اندازه خربزهست دومي ميگه پستوناي زن من اندازه ي هندونست سومي ميگه با با اينا که چيزي نيست من وقتي کرست زنم رو ميبرم خشک شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نميکنيم

 

 

جک۱۸-

 

-        تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!


۲- به ترکه ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يک کلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنم

۳- تركه مي خوره زمين، كمونه ميكنه


۴- تركه رو داشتن مي بردن اتاق عمل، ازش مي پرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم


۵- تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه


۶- تركه ميره مكه؛ وقتي بر ميگرده رفقاش مي پرسن: تعريف كن چه جوريا بود؟ تركه ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن


-
۷- تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميندازه،بعدش با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه مي بينه دارن يك جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه مي بينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه مي پرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم؟!!


۸- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلی حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون



۹- یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم


۱۰- دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !



۱۱- گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن



۱۲- يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت



۱۳- يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه


۱۴- يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده



۱۵- يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست


۱۶-بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!



۱۷- یكي ميره دزدي ، صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه اون جا ؟ ميگه : هيچكي ، گربست ، بعععععع



۱۸- يه نفر ميزنه به سيم آخر برق ميگيرش



۱۹- يه نفر زنگ ميرنه 125 ميگه : آقا 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين



۲۰- یه دختر به دوست پسرش میگه :

من هر وقت تو رو میبینم پاهام شل میشه .

پسر میگه :

منم هر وقت تو رو میبینم ، شلم پا میشه !



۲۱- يه روزيك زن ايراني بامرداسرائيلي ازدواج ميكنه.شب اول براي حمايت ازفلسطين روي تشك نميره



۲۲- يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!



۲۳- زن به شوهر : 3 تا حیوون وحشی که با خ شروع می شه نام ببر !!! شوهر : 1- خودت 2-خواهرت 3- خدا بیامرز مادرت



۲۴- جشنواره فیلمهای سکسی :

1- من ترانه 15 بار دادم
2- دختری با شورت ابریشمی
3- دیشب لا پاتو دیدم آیدا


۲۵- در قزوين بازي بيليارد ساعتي 150 تومان تماشاي آن ساعتي 3500 تومان



۲۶- ترکه توي خيابان راه مي رفت و مي خنديد, دوستش بهش رسيد و پرسيد: چرا با خودت مي خندي؟ مگه ديوونه شدي؟ نه, دارم براي خودم جوك تعريف ميكنم.كمي كه جلوتر رفتند مرد آنقدر خنديد كه سياه و كبود شد, دوستش سئوال كرد ديگه چي شده؟
هيچي تابحال اين جوك را نشنيده بودم!!!!



۲۷- يه چيني رو دار مي زنن، مي شه: دارچين.



۲۸- ترکه زنشو می کشه ميره مرحله بعد !



۲۹- تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!



۳۰- از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!



۳۱- ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه:(( يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه!
۶ نفر به يه نفر!!!



۳۲- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!





۳۳- لره داروخونه داشته یه روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کشه جدید رسید!! خلاصه بعد یه مدت یه بابای میاد تو میگه: ببخسید جناب جریان این سوسک کش چیه؟ این خونه ما رو سوسک سر گرفته لره میگه: این سوسک کشه جدیده بازدهیشم خیلی بالاست!.شما این دارو رو میریزید توی قطره چکون بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید در روز سه نوبت(صبح-ظهر-شب) تو هر چشش دو قطره از این میچکونید! بعد از یه مدتی سوکسها کور میشن وخودشون از گشنگی میمیرن!! یارو کف میکنه میگه: خب اخه اگه سوسکها رو بگیرم که در جا میکشمشون!لره میره تو فکر بعد یه مدت میگه: اره خب از اون راهم میشه!!!!



۳۴ -لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو بهم میکشیده! ازش میپرسن واسه چی اینقد محکم وضو میگیری؟ ترکه میگه: چنی ارم وضو میگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!



۳۵- از يه لره ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه



۳۶ -لره هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا طرف زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!



۳۷- لر رو رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش مي‌پرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!!



۳۸- دکتره برای لره ازمایشه مدفوع مینویسه بعد ار دادن نمونه فردا به ازمایشگاه مراجعه میکنه و به او اعلام میکنن که نمونش گم شده دوباره نمونه رو میده و از شانس بدش باز میگن نمونه گم شده!!!فردا هم همین جوری میشه! بالاخره غیرتی میشه و فریاد میزنه:اینجا هم که گه خوریه!!!




۳۹- لره به دختر كدخداي دهشون تجاوز ميكنه. ميبرنش پيش قاضي. قاضي بهش ميگه: مرتيكه! چرا اين كارو كردي؟ لره ميگه: آقاي قاضي! شب مهتو، لب اُوْ، تو بيدي نميكردي؟! قاضي ميگه: نه! لره ميگه: برو گي تِ بخور




۴۰- يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم.

 

 

يه سال پيش که بهم گفتي دوسم داري....احساس يه گربه رو داشتم که مي خواست بپيچه به دست و پات...

شيش ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه کفترو داشتم که مي خواست پر بزنه تو آسمونا....

سه ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه قورباغه رو داشتم که مي خواست با زبونش بقاپتت...

يه ماه پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه سگو داشتم که مي خواست واست دم تکون بده...

يه هفته پيش که بهم گفتي دوسم داري...احساس يه خرس قطبي رو داشتم که دلش مي خواست بره به خواب زمستوني...

دو روز پيش که بهم گفتي دوسم داري....احساس يه ادمو داشتم که دلش مي خواست بيشتر فکر کنه....

و امروز که بهم گفتي دوسم داري...احساسيه خرو دارم که حس مي کنه گوشاش دراز شده...
نمي دونم اگه فردا بهم بگي دوسم داري....راستي؟چه حسي بهم دست ميده؟؟؟

 

 

 

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از
آنچه هـمــسرش
خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است
كه بتواند
چنين مردي را پيدا كند.
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده
است. يك مرد
تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد
بود.



ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج
ميكند،
ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج
ميكند كه
تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي
نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد
به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير
دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه
نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون
رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند،
اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:
مردها
خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك
وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس
يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك
فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش
اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را
پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد
فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك
پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل
زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار
لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.

عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن
" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."

اسباب
بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند
علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب
دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

سبيل:
بعضي از مردان
مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون
بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه
كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد
نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي
كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/09/18;ساعت 5;  توسط جوجو یکی;  | 

به دنبال وقايعي که اخيرا در مورد زهرا امير ابراهيمي اتفاق افتاد دو خواننده جوان به منظور همدردي با وي و در انتقاد از آناني که در اين زمينه به هر نحو عملکردي غيرقابل قبول داشته اند، ترانه اي تکان دهنده و حزن انگيز به سبک رپ را تنظيم کرده اند و از طريق اينترنت در دسترس علاقمندان قرار داده اند. اين ترانه را میتوانید ازاینجا دانلود کنید  برای حمایت از زهرا ابراهیمی عزیز حتما این اهنگو دانلود کنید
 
 
هيشکي نگفت يه دختره
تنها تو اين شهر شلوغ
بين نگاه هرزه
مردم سرتاپا دروغ
چه حالي داشت وقتي همه
آرزوهاش مرده بودن
وقتي که دست هاي پليد
آبروشو برده بودن
هيشکي نفهميد چي کشيد
وقتي که مرگشو مي ديد
توي هجوم نعره ها
هيشکي صداشو نشنيد
بدون دروغ نيست
اين حرف ها داره صحت
همه ماها شديم
يه مار چهار و سه خط
ماييم وارث درد
ماييم باعث مرگ
غيرت ايراني ها رو
صاعقه زد
حرف ها بحث ها
رفت روي اعصاب
شد کابوس برگ
کم کم خواست به صدا دربياره ناقوس مرگ
دختر ايراني ناموس تو ناموس من
چرا کاري کرديم خودش بره به پابوس مرگ
چطوري دلمون اومد
با ابروي يه دختر
ما بازي کنيم
+ نوشته شده در  85/09/16;ساعت 22;  توسط جوجو یکی;  | 

يه اسمون گل هاي ياس و ميخك . يه دريا عشق و اشتياق و پولك . يه حس مهربوني و يه قلب بي قرار كوچك . فقط مي خواد بگه كه ... تولدت مبارك

---

جهيزيه قزويني ها : اب سرد كن . اب گرم كن . شير داغ كن . چاي صاف كن . سوراخ كن . مخلوط كن

---

برو پايين

.

.

سر كار نيستي برو پايين

.

.

.

يه خورده پايين تر

.

.

.

اها ... حالا برو بالا نه . نرو . چون بالا بري پايين بياي من دوستت دارم

---

ترکه مست میکنه: ولم کنین میخوام شرت زنمو در بیارم میگن: چرا شرت زنتو؟ میگه آخه کشش خیلی اذیتم می کنه!!

---

قزوينيه ميميره, به علت عظمت معامله، هركار ميكردن نميتونستن تو قبر جاش بدن. دَست آخر ...ير آقارو ميبرن و ميکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش ميکنن. چند وقت بعد زنش مياد پاي قبرش ميگه: مَرد يادته ميگفتم کلفته؟! حالا بـِکـِش

---

قزوینیه داشته از میدون انقلاب رد میشده، می‌بینه از پنجره طبقه سوم یه خونه یه ...ونِ سفید و تپلی زده بیرون! خلاصه میره زنگ میزنه میگه: بالام جان، مام همشهری هستیم، هوام گرمه، این درو بزن بیایم بالا بالاخره صواب داره! یارو میگه: برو بالام جان خدا روزیتو جای دیگه بده!‌ ما خودمان اینجا 5 نفریم، کانِ بچه داغ کردست گذاشتیم خونک شود

---

قزوینیه میمیره. تا چند هفته بعد مرگش، زنش هر روز میرفته سر قبرش و در حین گریه و زاری هی ماتحت مباركش رو میمالونده به قبر یارو! ملت بهش میگن: بابا این چه كاریه میكنی؟! قباحت داره! زنه میزنه زیر گریه، میگه: خدا بیامرزدش، همیشه میگفت: بالام‌جان این كان مرده رو زنده می كنه!!!

---

یك بابایی میره قزوین، میبینه ورودی شهر یك بچه آویزون كردن! یكم میره جلوتر، میبینه بالای میدون اصلی شهر هم سه تا دیگه بچه آویزونه! خلاصه اساساً كف میكنه، از یكی میپرسه: جریان این بچه‌ها چیه؟ قزوینیه میگه: بَبَم جان، اینا جوایز قرعه‌كشی بانك صادراته!!!

---

قزوینی با ماشینی تصادف کرد و وقتی از ماشین پیاده  شد شروع به وارسی پشت ماشین کرد. از او پرسیدند: بابا تو از جلو به یه ماشین زدی آنوقت پشت ماشینو وارسی می کنی ؟ قزوینی گفت: آخه میگن وقتی پیکان تصادف میکنه 100000تومن از ک؟ونش می افته!!!

---

کلید طلایی در قزوین تقدیم شد به ....

.

.

اگه گفتی ؟

.

.

عمو پورنگ !!!

---

یه ترکه میره نانوایی میگه: یه نون بدهید نانوا میگه: ساده میخواهی یا خاشخاشی میگه فرقی نمیكنه بادوچرخه امدم

---

به ترکه می گن با عناصر جمله به ساز میگه: وقتی سیفون رو کشیم، اناسر می خورن میرن پایین!!!

---

از تركه میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه:‌ ای بابا! مثل اینه كه بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!!!

---

رشتیه به زنش میگه اگه بعد از مرگم به من خیانت کنی تنم تو قبر می لرزه! خلاصه رشتیه میمیره بعد از یک ماه تو اون دنیا بهش میگن اصغر ویبره!!!

---

رشتی یه اسم بچه شو می زاره رستم و میترسه صداش کنه!!!

---

زن رشتی یه وقتی از تهران بر میگرده ، حامله شده بود. ازش میپرسن اسم این بچه رو چی می ذاری ؟ گفت: هدیه تهرانی !!!

---

رشتی یه شب عروسی اش رو به مهمونا می کنه و میگه : یه زن گرفتم هلو...کوفتتون بشه!!!

---

فردای شب عروسی رشتی یه پدر زن میگه : حالا شب عروسی هم تموم شد ولی دختر شما پرده نداشت ها پدر زن ناراحت می شه و می گه پرده نداشت، اجاق که داشت.... تلویزیون که داشت... داماد می گه : نه بابا منظورم پرده ...است پدر زن می گه : آهان منظور اون پرده است. خب اون پرده را مادرش هم شب عروسی اش نداشت!!!

+ نوشته شده در  85/09/16;ساعت 22;  توسط جوجو یکی;  | 

بارونه اشک چشات ماله منه ... غم اون نازه نگات ماله منه اون گريه هات , اون خنده هات , چشم سيات ماله منه با تمومه غصه هات من مي ميرم ... با صداي خنده هات جون مي گيرم غم و غصه ي چشات ماله منه ... داغ اون نازه نگات ماله منه عاشقي هاي بي دليل , ديوونگي , بچگي هاتو دوست دارم قهرکردناتو رفتنات , دوباره آشتي کردناتو دوست دارم                        

وقتي دلم تو رو مي خواد ... رفتي تو از کنار من مي رم سراغ جاده ها ... تنها تويي تو يار من تو عالم خيال من ... مي رم تا سرمست چشات سرتو رو زانوم مي زاري ... دست مي کشم روي موهات وقتي دلم تو رو مي خواد ... جاده فقط يه بهوونس بيهوده چرخيدن باد ... رسيدن تو ديوونس تو قهرو تو آشتي منو ... تا اوج خواستن مي کشي تو جادهاي بي انتها ... به دنبال خود مي کشي منو به آتش مي کشي ... به خاک و خونم مي کشي جاده به آخر مي رسه ... دست از سرم نمي کشي


 

 

به نام نامی عشق

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

زياد تو دست انداز نمون

وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی

پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی

بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت

هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه جای اونو بگيره

 

maryam

کاش می دانستی انتظار دیدنت چه مجازاتی است

شاید دیگر چشم براهم نمی گذاشتی

 

 

 
 
 
 

چون آمدنم به من نبد روز نخست

این رفتن بی مراد عزمی است درست؟

بر خیز و میان ببند ای ساقی چست

کاندوه جهان به می فرو خواهم شست

*****

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز

از روی حقیقتی نه از روی مجاز

یک چند در این بساط بازی کردیم

رفتیم به صندوق عدم یک یک باز

*****

چون عمر به سر شود چه بغداد و چه بلخ

پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی

از سلخ به غره آید از آید غره به سلخ

 

 

فيزيک نخوندم , ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست.

می دونم که عشق با حجم زیادش می تونه تو یه قلب کوچیک جا بشه.

می دونم که حتی اگه قلهی عشق تو دل تو فتح کنم بازم اونی برنده ست که این راهو نرفته.

می دونم که عشق مثل تیر مستقیم و با شتاب بدون زاویه به طرف هدف حرکت می کنه.

می دونم که عاشق شدن مثل راه رفتن رو  یه نخ نازکه که نمی تونه این وزن رو تحمل کنه , یا پا گذاشتن روی پوست موزه که هیچ نیروی چسبندگی یا حتی اصطکاک خاصی به زمین نداره و با کله دعوتمون می کنه به سقوط آزاد (صد البته با شتاب زیاد).

می دونم با اینکه عشق صدا نداره ولی ارتعاش نداشتش دلو بد می لرزونه.

می دونم که عشق از جنس چوب و شیشه و ... نیست , جنسش قوی تر و با نفوز بیشتری از اشعه X و گاما هستش , با طول موج خیلی کم که از هر چیزی عبور می کنه و تنها چیزی که نمی تونه به راحتی ازش عبور کنه دل آدماست.

می دونم که عشق واقعی مثل هسته U236 نا پایدار نیست.

می دونم کسی که من عاشقشم ,باید به حال خودش رها کنم , اگه برگشت به خاطر قانون جازبه هستش و اگه نه یا اصطکاک بیشتر از انرزی بود یا زاویه برخورد میان دو شی با زاویه صحیح هماهنگ نبوده.

ریاضی نخوندم , ولی می دونم همیشه باید عشق به توان رسوند.

می دونم عشق واقعی اندازه نداره , بی نهایت کمترین مقداره عشق به زبان ریاضی.

می دونم که اگه کسی رو دوست دارم باید به حال خودش رها کنم , اگه بر گشت طبق قانون 1+1=2 عمل کرده , و اگه نه تو جاده عشق در عدد صفر وایستادم.

می دونم که عشق هثل یه دایرهست که خط انتها نداره , هر چقدر تند تر بچرخی مثل نیروی گریز از مرکز ازش دور می شیم در حالیکه تو دلمون جا گرفته.

می دونم که عشق مثل مثلث , مستطیل و چند ضلعی همیشه تیزی داره که دلو راحت بشکونه.

می دونم مثل یه خط صاف همیشه ساده و راحت نیست , شاید بدتر از یه خط مارپیچ که نمی دونم پشت هر پیچ چی در انتظارمه.

می دونم با جذز گرفتن از عشق نمبشه از مقدارش کم کرد , ولی با انتگرال می تونی بهش اضافه کنی.

می دونم اگه اونم دوستم داشته باشه احتمال برگشتنش زیاده و اگه نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.

می دونم که sin, cos عشق مثل tg 90 قابل تعریف نیست.

می دونم  که عشق مثل جدول ضرب از قانون خاصی پیروی نمی کنه.

می دونم عشق lim چه به صفر میل کنه چه به  بی نهایت بازم فرقی تو حاصل جواب نمی کنه در هر صورت بازم بی نهایته و بزرگه , اینقدر بزرگ که حتی اگه عشق و از خودش کم کنی بازم به صفر نمی رسی.

می دونم با هیچ عمل ریاضی نمی شه عاشق و از معشوق دور کرد , نمی شه مقدار عشقو به صفر رسوند.

شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد.

می دونم اگه عشق نباشه هیچ اتمی کنار اتم دیگه – هیچ مولکولی با مولکول دیگه طاقت نمی یاره.

می دونم که عشق محکمترین پیونده حتی محکمتر از پیوند های کوالانسی و یونی و ..... .

می دونم به اینکه عشق هیچ جای جدول تناوبی جا نگرفته ولی خواصش بیشتر از همه عنصرهای نجیبه.

( شعاع اتمی زیاد _ پیوند قوی _ عدد اتمی زیاد _ عنصری پایدار _ عدد جرمی زیاد _ دمای ذوب وتبخیر بالا _ دمای جوش کم )

با اینکه عشق , گرم ولی دمای ذوب بالایی داره , اینقدر بالا که به این راحتی ذوب نمی شه و از بین نمی ره , هر چقدر بهش گرما بدیبخار نمی شه و بره هوا.

می دونم عشق مثل آب PH خاصی نداره که اگه کم و زیاد شد رو مقدار عشق تاثیر منفی بذاره.

زيست شناسي نخوندم , ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه.

می دونم که عشق باعث می شه گلبول های قرمز تند تر و بیشتر به قلب سر بزنن.

می دونم اونی که عاشقشم ,من دوست داشته باشه و پیشم بمونه ... هر دوی ما تکامل خواهیم یافت.

( چون واقعا زیست نخوندیم در این مورد به همین دو جمله بسنده می کنیم )

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

 

  

وقتي توي لحضه هاوقتي توي لحضه ها عشق تو رو كم ميارم
به دلم هزار و يك غم ميارم

توي چشمات خودمو گم ميكنم
آسمون دلمو نم ميكنم

پر بارون ميشم از ديدن تو
پر آرزو واسه چيدن تو

گر چه داشتنت برام خياليه
بي تو اما زندگيم چه خاليه

دوستت دارم عشق تو رو كم كيارم
به دلم هزار و يك غم ميارم

توي چشمات خودمو گم ميكنم
آسمون دلمو نم ميكنم

پر بارون ميشم از ديدن تو
پر آرزو واسه چيدن تو

گر چه داشتنت برام خياليه
بي تو اما زندگيم چه خاليه

؟؟؟

 

1) يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.


2) يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.

3) چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند .


4) حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.


5) به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!


6)‌ اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.


7) خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.


8) ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.


9) چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.


10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.


11) کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.


12) پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.


13) گربه‌‌ها مي‌توانند بيش از يکصد صدا با حنجره خود توليد کنند در حاليکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!


14) ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.


15) تعداد چيني‌هايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکايي‌هايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!


16) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطي که طرفين خون خود را بر گردن بگيرند.


17) فيل‌ها تنها حيواناتي هستند که نمي‌توانند بپرند.


18)‌ هر بار که يک تمبر را ميليسيد 10/1 کالري انرژي مصرف مي‌کنيد.


19) فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد.


20) کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است.


21) اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتي‌متر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.


22) تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.


23) اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش سفيد مي‌شود.


24) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده‌ايد.


25) در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌کندند حتي ابروها و موژه‌ها.


26) کوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.


27) در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.


28) هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني.


29) تعداد انسان‌هايي که به وسيله خر کشته مي‌شوند، از انسان‌هايي که در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است.

 
 
 
 
گل سرخي که يه روز برام خريدي
اسمشو ميزارم راز دل غريبي
نامه هايي که تو برام مينوشتي
بوي دستاتو ميده يار قديمي

از عشق زير بارون
گريه کردم اشکامو نبيني
نميدوني چقدر زيبا ودلفريبي
اشکاي من
هديه به تو

تو
مثل فرشته هاي خدا ميموني
تو پاکي عاشقي ومهربوني
مرحم من
دستاي تو

اشکام
اشکام دونه دونه
ريختن روي گونم
فکر کردي بارونه

بي تو
ميميرم ميميرم ميميرم
بي تو من آروم نمي گيرم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/09/05;ساعت 21;  توسط جوجو یکی;  |