تبليغاتX
ورود افراد بی جنبه ممنوع



((*انا الله وانا اليه راجعون*))

       گلچين روزگار عجب با سليقه است

                                               مي چيند گلي را كه به عالم نمونه است

 

جانم از فراغت رنج بسيار كشيده

                           با رفتن تو هميشه آزار كشيده

                                      با همسفر راه دياري بوديم

                                  بين من تو زمونه سنگ مزار كشيده

در گذشت ناگهاني عاشق دل سوخته، جوان ناكام،دريايي محبتي

را به اطلاع دوستان و آشنايان گرامي مي رسانيم .به همين مناسبت

مجلس ياد بودايشان:

در روز اقاقي ها-از زمان غروب شاديها –لغايت غربت پرستو ها

در مكان سكوت بيدهاي مجنون برگزار مي گردد وپس بر سر مزارش

در دريايي عشق به سوگ مي نشينيم و به ياد خوبي هايش يك بار ديگر

نامش را زمزمه مي كنيم.

باشد كه موجب شادي او تسلي بازماندگانش گردد.

فاميل هاي وابسته :غربت زدگان، جفا كشيدگان ،دل شكستگان ،دل تنگان محبت

وازيار بريدگان و همه كساني كه از عزيزانشان بي وفايي ديده اند....

                                                        ((بازگشت همه به سوي اوست))

 

 

 

+ نوشته شده در  86/04/21;ساعت 23;  توسط جوجو یکی;  | 

         یادمان باشد

                 یادمان باشد

چرا وقتی که آدم تنها میشه

غم و غصش قدر یه دنیا میشه

میره یه گوشه ای پنهون میشینه

اونجا رو مثله یه زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه     تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

وقتی که تنها میشم اشک تو چشمهام پر میزنه

غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه

یاد اون شبها میوفتم زیر مهتاب بهار

تو جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار

غم تنهایی اسیرت میکنه     تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

میگن دنیا دیگه مثله قدیمها نمیشه

دل این آدمها زشت و دیگه زیبا نمیشه

اون بالا باد داره ذاق ابرهارو چوب میزنه

اشکِ این ابرها زیاده ولی دریا نمیشه

غم تنهایی اسیرت میکنه     تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

خسته و در به درِِ شهر غمم

شبم از هر چی شب ِِِِسیاهتره

زندگی زند ون سردِ کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستهای کوچیک و گرم

رو سرم دست نوازش می کشید

بستر تنهایی و سردِِِِِِِِِِ منو بوسة گرمی به آتیش می کشید

چی میشد تو خونة کوچیکه من غنچه های گلِِِ غم باز نمی شد

چی میشد هیچکسی تنهام نمی زاشت

جز خدا هیچکسی تنها نمیشد

من هنوز دربه درِِِِِِِِِِ شهرِِِِِِِِِِ غمم

شبم از هر چی شب ِِِِسیاهتره

زندگی زند ونِِِ سرد کینه هاست

رو دلم زخمِِ هزارتا خنجره

همین آبی رو براتون می خونم:

دیگه آسمون روی خونه ام آبی نیست


دیگه شعله چراغ من آبی نیست

دیگه رنگ عاشقی تو نقاشی آبی نیست

دیگه توی جوی کوچمون آب زلال آبی نیست

اما مامی خوایم آبی باشیم

ما می خوایم عاشق باشیم

الهی نمیری

یادته برات نوشتم اَگه عاشقم نباشی الهی بمیری

اَگه دوستم نداشته باشی غیرِ من کسی رو دوست داشته باشی الهی بمیری

بعد ِ عشق برات نوشتم ، همه رو دروغ نوشتم خودم بمیرم

اَگه تو یه روز خواسته باشی که منو دوست نداشته باشی خودم میمیرم

         برات بمیرم 

                    برات بمیرم

                               برات بمیرم

                                         برات بمیرم

نبینی قهر ِ خدا رو ، بدی های ِ روزگارو

بمونه سایَت رویه سرم ، میدونی برات دربه درم

           الهی نمیری

الهی نمیری                            

                                     الهی نمیری

                                                الهی نمیری

وقتی تو چشمهات زُل میزنم ، با غم نگاهت هُل میزنم

وقتی میبینم دوستم داری ، از تَهِ دلم داد میزنم

اَگه یِه روزی فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن

به اونا میگم که از قدیم ماهی رو با تُنگِش میبرن

             الهی نمیری

الهی نمیری                       

                                         الهی نمیری

                                                      الهی نمیری

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم

آسمون زیر پامه اگه با تو رو زمینم

به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی

به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماس من میخوام بیای بمونی

من وتو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده

بد و خوبه زندگی منو دست گریه داده

ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم تا به فردای دوباره با تو هم قسم ترینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماس من میخوام بیای بمونی

بدو خوبمون یکی دست تو تو دست من بود

خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود

با تو هم قصه ی دردم هم صدا تر از همیشه

دو تا هم خون قدیمی از یه خاکیم و یه ریشه

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماس من میخوام بیای بمونی

 

کاش می دانستم بعد از مرگم

اولین قطره اشک را چه کسی بر مزارم میریزد

و آخرین کسی که فراموشم می کند کیست . . . . . . .

+ نوشته شده در  86/04/20;ساعت 23;  توسط جوجو یکی;  | 

                     

          . بر سنگ قبر من بنويسيد :

          خسته بود اهـل زمين نبود نـمازش شـكســته بود

           بر سنگ قبر من بنويسيد :

           شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا، شكسته بود

           بر سنگ قبر من بنويسيد :

           پاك بود چشمان او كه دائما از اشك، شســته بود

           بر سنگ قبر من بنويسيد :

           اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دسـته بود

           بر سنگ قبر من بنويسـيد :

           كل عمر پشت دري كه باز نمي شد، نشسته بود

+ نوشته شده در  86/04/19;ساعت 0;  توسط جوجو یکی;  | 

یه اتاقی باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشی، منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید... تو منو بغلم کنی که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار ... پاهاتم دراز کردی ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتی ... دو تا دستتم دورم حلقه کردی ... بهت می‌گم چشماتو می‌بندی؟ میگی آره! بعد چشماتو می‌بندی ... بهت می‌گم برام قصه می‌گی تو گوشم؟ می‌گی آره! بعد شروع می‌کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... یه عالمه قصة طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی‌شن ... می‌دونی؟ می‌خوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... یه حرکت سریع ... یه ضربه عمیق ... بلدی که؟ ولی تو که نمی‌دونی می‌خوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستی ... نمی‌دونی من تیغ رو از جیبم در میارم ... نمی‌بینی که سریع می برم ... نمی‌بینی خون فواره می‌زنه ... رو سنگای سفید ... نمی‌بینی که دستم می‌سوزه و لبم رو گاز می‌گیرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی ... تو داری قصه می‌گی.. من شلوارک پامه ... دستمو می‌ذارم رو زانوم ... خون میاد از دستم می‌ریزه رو زانوم و از زانوم می‌ریزه رو سنگا ... قشنگه مسیر حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حیف که چشمات بسته است و نمی‌تونی ببینی ... تو بغلم کردی ... می‌بینی که سرد شدم ... محکمتر بغلم می‌کنی که گرم بشم ... می‌بینی نامنظم نفس می‌کشم ... تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت! می‌بینی هر چی محکمتر بغلم می‌کنی سردتر میشم ... می‌بینی دیگه نفس نمی‌کشم ... چشماتو باز می‌کنی می‌بینی من مردم ... می‌دونی؟

من می‌ترسیدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهایی مردن ... از خون دیدن ... وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گریه نکن دیگه! ... من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم دلم می‌گیره‌ها ! بعدش تو همون جوری وسط گریه‌هات بخندی ... گریه نکن دیگه خب؟ دلم می‌شکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...؟

+ نوشته شده در  86/04/18;ساعت 22;  توسط جوجو یکی;  | 

پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني
پسر: نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بيل گيتس» است
پسر: آهان اگر اينطوریه، قبول است

پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد:
پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم
بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند

پدر: اما اين مرد جوان، قائم مقام «مديرعامل بانک جهاني» است
بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود
پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم
مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم!

پدر: اما اين مرد جوان داماد «بيل گيتس» است!
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد

و معامله به اين ترتيب انجام مي شود

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي را برگزينيد.

+ نوشته شده در  86/04/17;ساعت 0;  توسط جوجو یکی;  | 


هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی

اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه

اونم قلب خودته…


خیلی دوست دارم ببینمت

ولی حیف که بلیت باغ وحش گرونه


یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.


از یک دیونه میپرسن چرا دیونه شدی؟

میگه من یک زن گرفتم که یک دختر 18 ساله داشت

دختره زنم با  بابام ازدواج کرد. پس زنم مادرزنه مادرشوهرش شد

دختر زن من پسری زایید که داداشه من و نوه ی زنم بود . پس نوه ی منم بود

پس من پدربزرگه پسرم بودم . پس زن من…..  زیاد فکر نکن! قاطی میکنی


امیدوارم عمرت مثل دستمال توالت

سفید

دراز

و مفید باشه


یارو میگوزه بچه هاش میزنن زیر خنده اشك تو چشماش حلقه میزنه میگه خدایا این شاد یو از بچه های من نگیر


از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد


عشق آتشی است كه با چند قطره آب خاموش میشود پس هی نگو عاشقتم


ترکه شهردار مکه میشه کعبه رو میندازه تو طرح خیابان


تو كار و زندگی نداری كه همیشه در قلب منی


پس از مرگم تو ای زیبا نگارم با جمع خوبان بیا بر مزارم بزن بوسه بر سنگ مزارم که در زیر خاک چشم انتظارم

+ نوشته شده در  86/04/16;ساعت 23;  توسط جوجو یکی;  | 

زیباترین گل پاییزی با اولیت باد پرپرشدبا وفاترین دوست به مرور زمان بی وفا شد این پرپرشدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است

****************

گل یکدونه گلدون بلور زندگی

چی دارم برات به جز یه عالمه شرمندگی

 

 

 

 

 

 

 

 

Loveمخفف عبارت

Lake of sorrow        دریاچه غم

 Ocean of tears       اقیانوس اشک

Valley of death        دره مرگ

 End of lif               آخر زندگی

 



برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

عشق گفتم تا تو را دارم تنها نیستم منو تنها گذاشتو رفت................

به احساس گفتم تا تو را دارم تنها نیستم منو تنها گذاشتو رفت.........

به وفا گفتم تا تو را دارم تنها نیستم منو تنها گذاشتو رفت.........

اما وقتی به تنهایی گفتم تا تو را دارم تنها نیستم موندو همدمو مونسم شد


برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

مرا صدبار اگر از خود برانی دوستت دارم

به زنجیر وفایم کشانی دوستت دارم

همین رو بدون به اندازه تموم یاسهای سپید

شقایق های سرخ و به اندازه تمامی

دوستت دارم های عالم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  86/04/16;ساعت 0;  توسط جوجو یکی;  | 

 

 

بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!...


 اين ۵ سوال عبارتند از:

۱- به چي فکر مي کني؟...
۲- آيا دوستم داري؟...
۳- آيا من چاقم؟...
۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟...
۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟


براي مثال:
۱- به چي فکر مي‌کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر
زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو
خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...


۲- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از
دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!


۳- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با
اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!


۴- به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!
ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو
شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!


۵- اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...

 


زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!

+ نوشته شده در  86/04/16;ساعت 0;  توسط جوجو یکی;  | 

 

1-چرا در دولت نهم بنزین گران شد؟

 

الف) چون به شما هیچ ربطی ندارد

ب)چون رییس جمهور مردمی(رجایی ثانی) نخبه است

ج) چون دوستان و دور و بری های آقای رییس جمهور همه نخبه هستند

د) چرا شما همیشه دنبال نقطه ضعف رییس جمهور مردمی هستید ؟

 

2-چرا بنزین الان سهمیه بندی شد ؟

 

الف)چون آمریكای جنایت كار بنزین رو تحریم كرده

ب) چون اندیشه های احمدی نژاد رجعتی به اندیشه های سال های جنگ است

ج) چون می خواستیم ملت رو مورد عنایت قرار بدیم

د) چون بودجه جنگ حماس و فتح رو به افزایشه !

 

3-مهمترین كار دولت در زمان اختشاش های جزئی و رشد بی سابقه تورم در بخش های مسكن، مواد غذایی و كلیه كالاهای سبد خانوار ، خودرو .... و ..... و .... است .

 

الف) فلسطین،هلوكاست،كاپشن احمدی نژاد

ب) چاوز، ونزوئلا،‌مخالفت با اعطای نشان شوالیه به سلمان رشدی

ج) سخنرانی های آتشین رییس جمهور در شهرستان ها، انفجار حرمین عسگریین ،ترویج ازدواج موقت

د) فتح،حماس،حزب الله لبنان

 

4-چرا ملت با آغاز سهمیه بندی بنزین پمپ بنزین ها را آتش زدند ؟

 

الف) چون زورشان به اصل كاری نمی رسد

ب) اگر جامعه را مثل بدن فرض كنیم(نظریه اندام وارگی ) وقتی معده و روده زیاد كار كنند و یكی بخواهد بریند باید بالاخره از یك جایی بیرون بزند

ج) چون ملت دیوانه هستند

د) اصلا مگه خبری شده ؟؟؟؟

 

5-گزارش های رسیده حاكی از آن است كه یك فروشگاه شهروند در نخستین شب سهمیه بندی به باد فلاكت رفت، این چه ربطی به سهمیه بندی بنزین داشت ؟

 

الف) هیچ ربطی

ب)خیلی ربط داشت

ج) به شما چه ؟

د) چون خدا خواست

 

6-ملت بد بخت بیچاره ،كه نصفشون صبح تا ساعت 2 تو اداره هستند، ساعت 2 تا ساعت 7 میرن یه جای دیگه كار كنن، ساعت 7 میان میرن تا ساعت 12 شب مسافر كشی تا خرج دانشگاه‌ازاد بچه هاشونو بدن با سهمیه بندی بنزین چه كار باید بكنند ؟

 

الف) به دولت چه ؟ خدا روزی رسانه !

ب) دعا بخوانند

ج) بروند تقاضا نامه پر كنند تا اواسط سال 1400 بهشون جیره اضافی داده خواهد شد !

د) كلی هزینه كردیم بهشت زهرا ساختیم برای چی ؟

 

 

7-چرا در آغاز سهمیه بندی بنزین ملت ریختن تو پمپ بنزین دولت بزن و برقص كردند ؟

 

الف) چون بی ناموسن

ب) چون تهاجم فرهنگی هست

ج) چون خواستن حواس كارگرای پمپ بنزین رو پرت كنن یواشكی شوهر هاشون بنزین بزنن

د) تقصیر استكبار جهانی بود

 

8-بنزین با چه هدفی سهمیه بندی شد ؟

 

الف) سیاسی كاری جبهه های دوم خرداد

ب) گرفتن دلارهای كثیف از استكبار جهانی

ج) مبارزه با قاچاق سوخت توسط مردم عادی

د) افزایش قاچاق سوخت توسط افراد غیر عادی

 

9-چرا ما باید بنزین رو با نرخ تمام شده به ملتمون ارایه كنیم ؟

 

الف) چون ما تو همه ابعاد اقتصادیمون لیبرالیم، این یه بخش مونده بود فقط

ب) چون ملت خیلی خوش به حالشون شده ممكنه خوشی بزنه زیر دلشون

ج) چون ما یكی از بزرگترین دارندگان انرژی در جهانیم

د) اصلا به شما چه ؟ دولت خودش نخبه ست !

 

10-چرا ایران بعد از این همه سال با این همه ذخائر نفت و گاز و پالایشگاه و كوفت و زهر مار هنوز بنزین برای مصرف داخلی وارد می كنه ؟

 

الف) چون باید بمب هسته ای بسازه

ب) نه ... كی گفته ما میخوایم نیروگاه بسازیم

ج) چون انرژی هسته ای حق مسلم ماست

د) چون سرمون گرم غنی سازی اورانیوم بود، وقط نكردیم بنزین درست كنیم

 

 

11-چرا بنزین سهمیه بندی شد ؟ و این طرح اساسا چه ربطی به سیستم حمل و نقل داره ؟

 

الف ) به ملت چه ربطی داره ؟ - این همه اتوبوس كولر داره مفتی داریم ملت برن سوار بشن

ب) به ملت چه ربطی داره ؟ - قیمت بلیط مترو افزایش یافته

ج) به ملت چه ربطی داره ؟ - كاهش سفر های درون شهری

د) به ملت چه ربطی داره ؟- دولت دوستار ملته می خواد ملت پیاده روی كنن براشون خوبه !

 

متن زیر را بخوانید و سپس به سوالات زیر پاسخ دهید  :

 

از ساعت های ابتدایی بامداد روز ششم تیرماه سال جاری بنزین به طور ناگهانی در تمام ایران سهمیه بندی شد . تمامی مردم و خبرگزاری ها و خبرنگاران و دوربین موبایل ها با دو چشم های خود دیدند كه در شب اول حد اقل 12 پمپ بنزین در سطح  تهران به طور كامل تخریب شد ! یك فروشگاه شهروند غارت شد و مردم شعارهای عجیب و غریبی سر دادند  ملت در بعضی نقاط می گفتند : " مرگ بر شاه--- مرگ بر شاه --- مرگ بر شاه ---"

هداد آدل رعیس مجلس شورای اصلامی در پی سهمیه بندی بزنین فردا صبح در گفطگویی با خبرگزاری فارث گفت :" .... من امروز سبح از خانه آمدم، خیابان ها خیلی خلوت بود ! دی شب هم هیچ خبری نبود ! امروز هم هیچ خبری نبود، امشب هم هیچ خبری نخواهد بود ، فردا شب هم هیچ خبری نیست !

وی همچنین در خصوص سوال یكی از خبرنگاران مبنی بر اینكه چرا اتلاع رسانی نشد ؟ گفت : " فكر نمی كنید اگر اطلاع رسانی می شد مثل سری قبل می شد ؟ "

 

 

سوالات :

13- در متن چند غلط املایی وجود داشت ؟

 

الف) یك غلط

ب) چهار غلط

ج) پنج غلط

د) هر چی رییس مجلس بگه !

 

14 - چرا بنزین به طور نا گهانی سهمیه بندی شد ؟

 

الف)  ملت ایران نمی دوسنتن اینجوری كردن، اگر می فهمیدن كه كل چاه های نفت رو آتیش میزدن

ب) ملت ایران جنبه ندارن

ج) چون این پیشنهاد رییس جمهور نخبه بود به عقل هیچكس نمی رسید

د) این اطلاع رسانی كه گفتی یعنی چه ؟

 

15- ملت گفتند خیلی خبر بود، مجلس گفت اصلا خبر نبود ! كدام راست گفتند ؟

 

الف) هر چی آقا بگه

ب) خدا صاحبش رو برسونه

ج) ملت حالیشون نیست

د) آقا گیر نده دیگه

 

چرا مردم بعد از حدود سه دهه گفتند مرگ بر شاه ؟

 

الف) چون ملت چت زدند

ب) چون حواسشون نبود

ج) چون فكر كردند شاه برگشته

د) ملت ایران هر وقت بخواهند بگویند غلط كردیم می گویند مرگ بر شاه

 

 

با تشكر

حضرت با جنبه متخلص به جاسوس شاه

 

+ نوشته شده در  86/04/15;ساعت 23;  توسط جوجو یکی;  | 

دلايلي که باعث ميشود تو زني را دوست داشته باشي 



چتر حمايت او را احساس مي کني......................زماني که خواهر توست.....


گرماي محبت او را احساس مي کني...............زماني که دوست توست.....


هيجان و عشق او را احساس مي کني...............زماني که عاشق توست.......


از خود گذشتگي او را احساس مي کني...........زماني که همسر توست......



پرستش وايثار او را احساس مي کني..........زماني که مادر توست....


دعاي خير او را احساس مي کني..........زماني که مادر بزرگ توست


وباز هنوز او استقامت دارد..................


قلب او بسيارظريف و شکننده است


بسيار شوخ وشيطان............


بسيار فريبا............


بسيار بخشنده..............


بسيار خوش آهنگ..............


او يک زن است................


.
او يک زندگي است
.......................

Respect And Love her

به او احترام بگذار و به او عشق بورز

 

 

+ نوشته شده در  86/04/15;ساعت 23;  توسط جوجو یکی;  | 

به نام خدا

 

سلام امروز تولدم ولي

 

 بدترين روز زندگيم از

 

ورودتون ممنونم وبلاگ

 

فعلاٌ تعطيل ولي آرشيو

 

توپي دارم مي تونيد

 

بخونيدش و واسم نظر

 

بديد هرچي خواستين

 

 بگين چون نشون داده

 

نمي شه تا بعد

 

 بـــــــــــــــــــــــــــــــاي.

 

+ نوشته شده در  86/04/08;ساعت 1;  توسط جوجو یکی;  |