![]()
نشسته بود روی زمین و داشت یه تیكه هایی رو از روی زمین جمع می كرد.
بهش گفتم: كمك نمی خوای؟ گفت:نه.
گفتم: خسته می شی بذارخوب كمكت كنم دیگه.
گفت: نه خودم جمع می كنم.
گفتم:حالا تیكه ها چی هست؟بد جوری شكسته معلوم نیست چیه؟
نگاه معنی داری كرد و گفت:قلبم. این تیكه های قلب منه كه شكسته. خودم باید جمعش كنم
بعدش گفت : می دونی چیه رفیق؟آدمای این دوره زمونه دل داری بلد نیستن.
وقتی می خوای یه دل پاك و بی ریا رو به دستشونبسپری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شكوننش......
میخوام تیكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده
داره آخه می دونی اون خودش گفته كه قلبهای شكسته رو خیلی دوست داره
میخوام بدم بهش بلكه این قلب شكسته خوب شه.
تیكه های شكسته ی قلبش رو جمع كرد و یواش یواش ازم دور شد. و من توی این
فكر بودم كه چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم موندم
دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپردی دست هر كسی؟
انگاری فهمید تو دلم چی گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به
دست هر كسی نسپردم اون برای من هر كسی نبود.
گفت و این بار رفت سمت دریا.................
------------------------------------------------------------
6 غذای مورد نیاز هر خانم
این روزها همه مردم گوششان از توصیههای بهداشتی و نصایح كارشناسی «این را بخور، آن را نخور» پُر است! اما هنوز هم كمتر خانمی است كه بتواند از بین انواع تبلیغات رنگارنگ مواد غذایی، خوراكی سالم و لازم را تشخیص بدهد.
الیزابت سامر، كارشناس تغذیه و نویسنده كتاب «خودتان را ضد پیری كنید» میگوید: «گاهی به ما القا میكنند كه بعضی غذاها را سالمتر از آنچه واقعا هستند، فرض كنیم یا تصور كنیم برای سالم ماندن باید خوراكیهای گران قیمت و خارجی مصرف كنیم. این تصورات در اغلب موارد اشتباهند.»
خانم سامر همچنین میگوید:«برخی تبلیغات با متمركز كردن ذهن ما روی نكته خاصی، باعث میشوند تا ما از پرداختن به دیگر جنبههای زیانبار خوراكیها غافل شویم؛ مثلا وقتی عبارت بدون كلسترول را روی یك ماده غذایی میبینیم، دیگر به این فكر نمیكنیم كه این محصول ممكن است دارای مقدار زیادی چربی بد باشد یا كالری بسیار بالا داشته باشد.»
تارا میلر، كارشناس تغذیه هم میگوید:«برای اینكه بفهمید یك غذا سالم است یا نه باید همه اطلاعات تغذیهای آن را بخوانید و به همه مواد تشكیل دهنده و مقداری كه از آن میخورید، دقت كنید.»
سالمترین غذاهایی را كه هر خانمی باید مصرف كند، كدامند؟ چند كارشناس برجسته 6 خوراكی حیات بخش را به شما معرفی میكنند. اگرچه این 6 خوراكی همه نیازهای تغذیهای شما را برطرف نمیكنند، اما وارد كردن آنها به رژیم غذاییتان میتواند از شما در برابر بسیاری از مشكلات محافظت كند.
ماست كم چرب
ماست كم چرب را باید دست كم 3 تا 5 وعده در هفته مصرف كنید. شاید از وقتی بشر مفهوم سلامت را فهمید، ماست را نیز بهعنوان یك غذای سالم شناخت! اما جالب است بدانید كه هنوز هم با پیشرفت روزافزون پژوهش، فواید جدیدی برای ماست كشف میشود. البته نه تنها ماست، بلكه هر ماده تخمیر شده لبنیاتی، دارای پروبیوتیك است. پروبیوتیكها، باكتریهای مفیدی هستند كه از راههای بیشماری به سلامت بدن كمك میكنند.
خانم سامر میگوید: «برخی پژوهشگران حدس میزنند ماست قادر است خطر ابتلا به سرطان سینه را كاهش دهد. همچنین شواهد نشان میدهند كه ماست به رفع مشكلات ناشی از سندرم روده تحریك پذیر و التهابات دستگاه گوارش كمك میكند. هر دوی این مشكلات در خانمها شایعتر از آقایان است.» سندرم روده تحریك پذیر، وضعیتی است كه در آن عملكرد روده بزرگ با اختلال همراه بوده و فرد دچار علایمی مانند اسهال، یبوست، نفخ، دفع گاز یا درد شكم میشود. خانم سامر اضافه میكند: «ماست موجب كاهش خطر ابتلا به زخم معده و عفونتهای تناسلی خانمها نیز میشود.»
راهنمای رژیم سالم آمریكا از شما میخواهد روزانه 3 وعده لبنیات كم چرب مصرف كنید. شما میتوانید از یك فنجان ماست برای هر وعده استفاده كنید. ماست سرشار از كلسیم است كه همه خانمها در هر سنی برای داشتن استخوانهای سالم به آن نیاز دارند. یك لیوان ماست، چیزی حدود 448 میلی گرم كلسیم دارد، در حالی كه یك لیوان شیر تنها 300 میلی گرم كلسیم دارد.
ماهیهای چرب: آزاد، ساردین و خال مخالی
شما باید هر هفته 2 تا 3 بار ماهی چرب مصرف كنید. این ماهیها دارای اسیدهای چرب امگا-3 و بهویژه دو نوع خاص امگا-3 به نام DHA و EPA هستند. لاری تنسمن، یك كارشناس تغذیه از مركز پزشكی مونت سینای نیویورك میگوید: «مواد موجود در ماهیهای چرب نقشی حیاتی در سالم نگه داشتن دیواره سلولهای بدن ایفا میكنند. این مواد همچنین در برابر بیماریهایی چون بیماری قلبی ، سكته مغزی ، پرفشاری خون ، افسردگی، درد مفاصل و بیماریهای التهابی مثل لوپوس و آرتریت روماتوئید از ما محافظت میكنند.» تحقیقات زیادی نیز حاكی از آن است كه مصرف ماهی خطر ابتلا به آلزایمر را كم میكند.
البته امگا-3 در خوردنیهایی چون گردو، روغن بزرك و بعضی از سسهای مایونز هم وجود دارد، اما الیزابت سامر هشدار میدهد: «بدن ما تنها دو فرم خاص از امگا-3 را میتواند بهطور مستقیم مورد مصرف قرار دهد. این دو فرم همان DHA و EPA هستند كه در ماهی موجودند. با وجود آنكه مصرف خوردنیهای دیگر دارای امگا3 هم مفید است، اما برای سود بردن از امگا3 موجود در منابع دیگر مثل گردو، بدن باید یك سری فعل و انفعال خاص انجام دهد. این فعل و انفعالات نیز در بدن تك تك افراد متفاوت است، بنابراین مشخص نیست كه هر فرد از خوردن یك گردو چقدر سود میبرد.»
خراب شود آن مسجدی كه كنارش آدمی یخ بزند؛ درشان را بازكنید لعنتی ها! | |
دیگر یادم نیست بعدش را. اصلا چه اهمیتی دارد كارهای حقیر و بی فایدهء یك دانشجوی فلسفه، كه خیلی زور بزند می شود مثل حضرات اساتیدش، و حرفهای زیادی درباره ماهیت و وجود و تجرد ذات باری بلد خواهد بود، در حالی كه همین كنار گوشش، دویست متر آنطرفتر، یك "انسان" دارد یخ می زند، یا زده... از همان سال، هر سال كه زمستان می شود، هر سال كه هوا خیلی سرد می شود، هر وقت كه زود پنجره را می بندم كه سرما نخورم، هر جایی كه كودك لرزانی می بینم، هر گوشه كه چند تكه كارتن بریده شده می بینم، كامم تلخ می شود. گاهی هم اشكی... **************
**************
طبع حضرات هم هر سال بلندتر می شود و انگار اگر مسجدی ساخته شود و گنبد و گلدسته نداشته باشد، ذنب لا یغفر می شود. كاری ندارم كه در این سالها نمازخوان و مسجدرو بیشتر شده یا كمتر. (شك هم دارم كه حتی خود گنبدسازها و متاره هوا كن ها هم وارد این معقولاتِ نامعقول شوند!) و هزینه این بریز و بپاش ها چقدر... من فقط می خواهم از حضرات بپرسم، آیا نمی شود در این شبهای سرد و سرمای استخوان سوز، درِ ده یك این مساجد باز شود و به این آدم ها به اندازهء یك قبرجا، سرپناهی داده شود؟ حرف انسانیت كه می شود پزش را می دهید كه قرآن حرمت آدم را از كعبه بالاتر وصف كرده و فلان تا آیه و حدیث و روایت از نوعدوستی و احسان و حرمت به انسان می آورید، پای كار كه می رسد، به اندازه سگ این آدم ها برایتان ارزش و حرمت ندارند؟ همه كارتان شده ریا و تبلیغات اما حتی در "تبلیغتان" هم نه صادقید و نه عاقل. وگرنه كدام تبلیغ اثرگذارتر از اینكه همانهایی كه دارید خودتان را برای جذبشان هشت در و هفت تكه می كنید، ببینند كه وقت مبادا كه شد، این تاسیسات عظیم به درد چهارتا آدمِ مسكین هم خورد و دو نفر را از مرگ نجات داد؟ ببینند كه این مكان ها، به زور پول و زرق و برق و كاشی آبی و فرش دستباف و اكوی بلندگو و غباروبی های دستوری، مقدس نشده اند؛ توی كار آدم هم هستند! اصلا این قانون های مسخرهء اداری از كجا برای اداره مساجد آمده؟ كی گفته فقط باید وقت نماز باز باشند و سایر مواقع به زور كلاس قرآنی یا ضرب مجلس ترحیمی (كه حتما باید اجاره اش هم پیش پیشكی پرداخت شده باشد) قفلشان وا شود؟ كی گفته كه خوابیدن در مسجد كراهت دارد؟ آن هم در این طور مواقع اضطرار. لامذهب ها! خیلی از این خیابان خواب ها بچه اند. یعنی اصولا هیچ گناهی ندارند به جز بیچارگی، بجر بدبیاری، بجز جنایات بزرگترها، بجز سنگدلی آدمها، بجز بی غیرتی مسوولان، بجز بی كفایتی و بی همه چیزی دستگاه... آنوقت شما جوش دزدیده شدن فرش مسجد را می زنید؟ بسوزد آن مسجدی كه تویش فرش از آدم مهمتر باشد. درد بی دردی علاجش آتش است. روی حرف من با همه است. با خودم هم. آخر ما چه جور مردمانی هستیم؟ نه دین و نه آزادگی و نه آدمیت؛ حتی به اندازه چند شب در سال نباید داشته باشیم؟ | |

نمی دانم زمستان هشتاد بود یا هشتاد و یك. ولی هرچه بود روزهایی خیلی سرد شد تهران. صبحی بود و داشتم می رفتم دانشگاه. تمام راه را با وجود دستكش و كلاه و شال گردن و یك عالمه لباس دیگر لرزیده بودم. روی پل عابر بودم و چند دقیقه بعد توی كلاسِ گرم. یك دفعه چیزی دیدم كه تا الان و شاید تا آخر همراهم رهایم نمی كند. روی پل فلزی، روی همان ورقه های آهنی كه از هر یخی سردتر بودند، زیر چند تكه مقوا و لحاف كهنه و پاره پوره، كسی خوابیده بود. هیچ ازش معلوم نبود، همه اش زیر همان خنزر پنزرها بود. ولی طولش معلوم بود. چیزی در حدود یك مرد كوتاه قد و یا... و یا... یك بچه!
